چادر مشکی عزیز
خواهرم! سرخی خونم را نزد سیاهی چادرت به امانت میگذارم، پس امانتدار خوبی باش. «شهید مصطفی ردانی پور»

بسم الله الرحمن الرحیم

 

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب (علیه السلام) و الائمة الاطهار (علیهم السلام).

 

علی حبّه جُنة  

قسیم النار و الجَنة

وصی المصطفی حقاً

امام الانس و الجِنة

 

یا مولای و سیّدی... ادرکنی...

                              

 

 

 

جمعه یازدهم مرداد 1392 | 1:49 دختری با چادر مشکی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام دوستان محترم. مطلع شدم وبگاه "جوان انقلابی" طرحی با عنوان "خاطرات بانوان ایرانی" برگزار کرده است. جای قدردانی و تشکر دارد از همه کسانی که در حوزه حجاب و عفاف در فضای مجازی فعالیت میکنند و با برنامه ریزی چنین طرح هایی -که مشارکت عمومی را به دنبال دارد- گامهای خوبی در این راه مقدس برمی دارند.

همانطور که در سایت جوان انقلابی نوشته شده است این طرح چند محور دارد. عنوان یکی از محورهای آن چنین است: "ماجرای چادری شدنم و ماجرای چادری نشدنم". و در توضیح آن آمده است: «در این طرح از کلیه بانوان و زنان و دختران عزیز در سرتاسر کشور وحتی خارج از کشور دعوت میکنیم تا ماجرا و خاطره انتخاب حجاب خود (اعم از چادر یاغیر چادر) را برای ما ارسـال کننــد و تلویحا در بین نوشتـه ارسـالی خود دلایل برتـر بـودن انتخــاب خود را قیــد فرماینــد.» 

بنابراین یک بخش از خاطرات و مطالبی که در این برنامه منتشر می شود درباره "چادری نشدن" مخاطبان است. پس قرار است عده ای از بانوان ایرانی خاطرات و نظرات خود را درباره اینکه پوشش چادر را انتخاب نکرده اند و پوشش دلخواهشان چه بوده است اعلام کنند. در نوشته های این دسته از مخاطبان حتما مطالبی در ردّ چادر، علت انتخاب نکردن چادر، اشکالات و ایراداتی به چادر و مطالبی از این دست دیده میشود. اکنون اگر ما هدف مقدس خود را در نظر بگیریم که همان ترویج و دفاع از حجاب اسلامی است، جای طرح این سؤال خواهد بود که آیا به نوشته های این دسته از بانوانی که حجاب چادر را انتخاب نکرده اند و اشکالات و ایرادات خود را مطرح نموده اند باید پاسخ صحیحی داده شود یا خیر؟

اگر جواب مثبت است آیا تمهیداتی برای این کار انجام شده است؟ آنگونه که من متوجه شدم تنها بخشی برای نظر دادن به هر خاطره وجود دارد که از مخاطبان خواسته شده است جواب خود را نسبت به آن خاطره بیان کنند. اما به نظر بنده این حد، کافی نیست. راهی که به نظر من می رسد این است که وبلاگ نویسان حوزه حجاب چه در بخش نظرات این سایت و چه در وبلاگهای خود به این نوشته ها پاسخ های مناسب بدهند. یعنی این کار به صورت برنامه ریزی شده باشد و حتما هر کدام از این نوشته ها جوابی منطقی و صحیح در پی داشته باشد. این طرح، فضای بسیار خوبی را فراهم میکند برای بحث و تبادل نظر، شنیدن نظرات مخالفان و پاسخهای صحیح دادن به ایشان. پس خوب است در کنار نوشتن خاطرات، یک برنامه منظمی هم باشد که کسانی که صلاحیت دارند یا بطور کلی مخاطبانی که توانایی دارند به نظرات این دوستان پاسخ بدهند. اینطور است که به یک نتیجه خوب میتوانیم برسیم وگرنه نوشتن "خاطرات چادری نشدن" به خودی خود فایده ای در پی نخواهد داشت. با این اقدام، کار خوب سایت جوان انقلابی کامل تر خواهد شد.

بنده اولین خاطره ای را که از این نوع دیدم توجهم جلب شد. همیشه می خواستم به طریقی از تفکرات دخترانی که حجاب کامل ندارند مطلع شوم و اگر بتوانم در همین وبلاگ جوابی صحیح و منطقی به ایشان بدهم. ولی امکانش برای من فراهم نبود. حالا از طریق سایت محترم "جوان انقلابی" این امکان تا حد مناسبی فراهم شده و بنده حقیر وظیفه خود می بینم که در حد توانم به آن دوستان عزیز که صادقانه نظرات خود را بیان کرده اند پاسخهای مناسبی بدهم. پاسخهایی که بر اساس قرآن و سنت و عقل باشد. پاسخی که عقلی و منطقی باشد و به دور از احساسات بی اساس، قطعا هر کس را قانع میکند. بنابراین اگر پاسخی هست که عقل آن را می پذیرد و قرآن و حدیث در آن مدنظر قرار داده شده مسماً هیچ انسان عاقلی -که لجباز هم نیست- آن را انکار نمیکند و می پذیرد. پس به یاری خداوند متعال و حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) بنده تا آنجا که بتوانم سعی خواهم کرد به این نوشته ها پاسخ بدهم و از خدای متعال مسئلت دارم که مرا هدایت فرماید تا کلمه ای نادرست و غلط نگویم و تمام قدمهایم در صراط مستقیم باشد ان شاءلله. قطعا صحبتهای شما همراهان عزیز نوشته بنده را اصلاح و تکمیل خواهد کرد. پس از شما نیز انتظار دارم که مصلحانه نظرات خود را راجع به سخنان من مطرح بفرمایید و اگر اشکالی بود تذکر بدهید. و خود شما دوستان محترم نیز در این طرح مشارکت کنید چرا که حتماً سخنان ارزشمند شما راهگشا خواهد بود. ما منتظر شنیدن نظرات مخالف نیز هستیم. چون کار ما اینجا بحث و سوال و جواب برای رسیدن به حقیقت است. سؤال و جوابهایی که منطقی و به دور از توهین و بدون دخالت احساسات باشد. در آخر از سایت جوان انقلابی و دست اندرکاران محترم و وظیفه شناس این سایت به دلیل طراحی این برنامه مفید تشکر می کنم.

                                  

یکشنبه سی ام تیر 1392 | 1:30 دختری با چادر مشکی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

وفات حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها تسلیت باد.

 

مادر سلام حال غریبت چگونه است؟
 مادر بگو که رنج مصیبت چگونه است؟


حالی غریب داری و در فکر رفتنی
 
دردی به سینه داری و حرفی نمی زنی

 

داری برای رفتن خود چانه می زنی
 موی مرا به گریه چرا شانه می زنی


با دانه های اشک تو افطار میکنم
 
همسایه را ز داغ تو بیدار میکنم


همسایه ها برای تو پرپر نمی زنند
 
داری تو میروی و به تو سر نمی زنند


مادر بگو که مکه چه آورده بر سرت
 
که قد خمیده میروی از پیش دخترت


مادر ! پدر غروب تو را گریه میکند
 
و خاطرات خوب تو را گریه میکند


بخشیده ای تمام خودت را به آفتاب
 
و زنده شد به مهر تو مادر ابوتراب


چیزی نمانده است که دیگر فدا کنی
 
باید برای رفتن زهرا دعا کنی


حالا که پر کشیدن تو گشته باورم
 
آیا کفن برای تو مانده است مادرم؟


هی تشنه میشوی و مرا میزنی صدا
 
و هی سلام می دهی امشب به کربلا


گریه گرفت و مکه دوباره در آب رفت
 
مادر دوباره وضو گرفت و دوباره به خواب رفت


مادر؛ پدر تشهد خود را تمام کرد
 
و جبرئیل آمد و بر تو سلام کرد


مادر جواب فاطمه را لااقل بده
 
یا لا اقل به دختر خود هم اجل بده


چشم و چراغ خانه ی خورشید الامان
 
رنگین کمان بیت نبوت نرو ...بمان


اینجا که مکه است مدینه چگونه است
 
جریان میخ و آن در و سینه چگونه است


اینجا بهانه نیست مدینه بهانه است
 
آنجا جواب گریه من تازیانه است


مکه اگر چه طعنه ی زخم زبان زدند
 
اینجا به دست های علی ریسمان زدند


مکه اگرچه در به روی خویش بسته اند
 
اما مدینه پهلوی من را شکسته اند


رحمان نوازنی

***

اگر دلمون شکست... یادمون باشه حضرت خدیجه کبری و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیهما) از ما حجاب کامل میخوان... حداقل این کار رو انجام بدیم. به فکر حفظ حجابمون باشیم...

جمعه بیست و هشتم تیر 1392 | 1:35 دختری با چادر مشکی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

این جمله رو در دانشنامه مهدویت گوشه وبلاگم خوندم، هر شیعه ای این رو بخونه دلش آتش میگیره....

 

«علّت اينکه شيعيان «سرداب مقدّس» در سامرا را زيارت مي کنند اين است که، چون مهدي موعود (عج) پس از اينکه غائب شده محلّ و مکان معلومي ندارد تا شيعه بتواند خود آن حضرت را زيارت کند، ...»

                                             

یکشنبه بیست و سوم تیر 1392 | 0:28 دختری با چادر مشکی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام ... ماه رمضانتان مبارک!

تقبّل الله اعمالکم.

موقع سحر، دم افطار، بعد از قرآن خوندن، در همه لحظه های خوب ازتون التماس دعا دارم!...

 

       

انشاءالله در این ماه عزیز، خداوند توفیق انجام عمل صالح را بیشتر از گذشته به ما عنایت فرماید.

شاید براتون اتفاق افتاده موقعی که میخواهیم صدقه بدیم شیطان (لعنة الله علیه) ما رو وسوسه میکنه که این مقداری که میخوای صدقه بدی زیاده! کمتر از این هم میشه. یه وقت پول کم میاری.... خلاصه به هر طریقی شیاطین میخوان ما رو از صدقه دادن منصرف کنن. و اگر تصمیم قطعی به دادن صدقه داشته باشیم ما رو وسوسه میکنن که مقدار کمی صدقه بدیم. ما باید حواسمون جمع باشه که همه اینها از جانب شیطانه و یه وقت خدای نکرده فریب نخوریم. بیشترین مقداری که میتونیم صدقه بدیم! حالا از زبان وجود مبارک امام صادق (سلام الله علیه) بشنویم:

 

کلید روزی

امام صادق (علیه السلام) به فرزندش محمد فرمود: پسر جان! از خرجی چقدر زیاد آمده است؟ گفت: چهل دینار. حضرت امر کرد آن مبلغ را صدقه دهد. محمد گفت: در این صورت، دیگر چیزی نخواهد ماند. امام (علیه السلام) فرمود: آن را صدقه بده که به یقین خداوند عوض آن را می دهد. فرزندم! آیا نمی دانی هر چیزی، کلیدی دارد و کلید روزی، صدقه است. اکنون چهل دینار را به عنوان صدقه بده.

محمد امر امام (علیه السلام) را انجام داد. بیش از ده روز نگذشت که مبلغ چهار هزار دینار برای حضرت رسید. در این هنگام امام صادق (علیه السلام) به فرزندش فرمود: پسر جان! دیدی چهل دینار برای خدا دادیم و او چهار هزار دینار عوض آن را به ما بخشید.

 

منبع: کتابچه "فجر صادق"، معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه.

***

خداوند توفیق صدقه دادن را به همه مان عنایت بفرماید...

جمعه بیست و یکم تیر 1392 | 19:51 دختری با چادر مشکی

    بسم الله الرحمن الرحیم

 

   چقدر افسوس میخورم وقتی یاد اون زمانی می افتم که هنوز کاملا چادری نشده بودم، فقط بعضی جاهای بخصوص سرم میکردم. خوب کم کم فکر میکردم و سطح درک و آگاهیم بالاتر میرفت. سوم دبیرستان بودم که به یاری خدای متعال تصمیم گرفتم همیشه چادر سرم کنم. الآن با خودم فکر میکنم کاش زودتر به این تصمیم مهم میرسیدم، کاش زودتر چادر سر میکردم، واقعا حیف!...

   حالا میخوام بگم بچه های دیگه خوبه از تجربه های ما درس بگیرن و تصمیم های مهم زندگیشون رو زودتر بگیرن... از قدیم گفتند در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست!

 

                        

 

***

دوشنبه هفدهم تیر 1392 | 1:34 دختری با چادر مشکی

بسم رب المهدی (ع)

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم اکشف هذه الغمة عن هذه الامة بحضوره و عجل لنا ظهوره انهم یرونه بعیداً و نراه قریباً.

العجل العجل یا مولانا یا صاحب الزمان...

***

کسی می آید از یک راه دور آهسته آهسته

شبی هم می کند زینجا عبور آهسته آهسته

غبار غربت از رخسار غمگین دور می سازد

و ما را می کند غرق سرور آهسته آهسته

دل دریایی ما را به دریا می برد روزی

به سان ماهی از جام بلور آهسته آهسته

ازین رخوت رهایی می دهد جانهای محزون را

درونها می شود پر شوق و شور آهسته آهسته

نسیم وحشت پاییز را قدری تحمل کن

بهار آید اگر باشی صبور آهسته آهسته

کسی می آید و می گیرد احساس خدایی را

ز انسانهای سرشار از غرور آهسته آهسته

فنا می گردد این تاریکی و محنت ز دنیامان

ز هر سو می دمد صدگونه نور آهسته آهسته

به سر می‌آید این دوران تلخ انتظار آخر

و ناجی می کند اینجا ظهور آهسته آهسته

ز الطاف خداوندی حضورش را تمنا کن

که او مردانه می یابد حضور آهسته آهسته


سه شنبه چهارم تیر 1392 | 11:43 دختری با چادر مشکی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام. من واقعا از همه دوستانی که لطف کردند و نظر گذاشتند تشکر میکنم.

راستش من تو تابستونها وبلاگ نویس میشم! و مواقع دیگه ....

نظرات بسیار خوبی رو خوندم، از اظهار لطفی که داشتید، یا نظراتی که مربوط به پستهای خودتون بود، پیامهای تبریک و تسلیت، شعرهای زیبا و .... و همه شون آموزنده بود. و از اینکه نتونستم به همه شون جواب بدم ناراحتم و عذر میخوام. انشاالله از این به بعد.

*

انتخابات سر همه مون رو خیلی گرم کرده بود. و الحمدلله به خیر و خوشی تموم شد. رئیس جمهور شدن آقای روحانی مصلحتی است که نمیشه ازش به سادگی گذشت.... البته ممکنه کسانی به اشتباه دور ایشون جمع شده باشن و خودشون رو طرفدار ایشون بدونن اما در اشتباه هستن چون با یک نگاه گذرا به نشست خبری ایشون همه چیز مشخص میشه و حرفهاشون همه چیز رو معلوم کرد. به هر حال امیدوارم از همه جهت موفق باشن....

*

انصافا مدتهای مدیدی بود که بازی فوتبال به این دلچسبی ندیده بودم! یکی بخاطر گلمون، یکی هم به خاطر گل نخوردنمون!.... بالاخره یه بار هم ما درست و حسابی بردیم! خیلی خوب بود.

*

راستی میخوام نظرتون رو راجع به فیس بوک و  شبکه های اجتماعی این مدلی بدونم. به نظر من فضای ارزشی وبلاگها بسیار خوبه ولی تو شبکه ها رنگ ارزشی خیلی کمرنگه. نمیدونم شاید به دلیل اینه که استفاده از فیلتر شکن اشکال شرعی داره و هر دلیلی هست دلیل مذهبیه. البته من خودم خیلی کم اینجاها رو گشتم و شاید اطلاعاتم غلطه. اگر غلطه لطفا بگین. به هر حال من درباره مسئله شرعی اش میپرسم و اگر شد میخوام همچین فعالیتی رو شروع کنم چون به نظرم تأثیر بیشتری داره. و دوست دارم نظر شما رو هم بدونم. ممنونم.

*

چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392 | 1:28 دختری با چادر مشکی

سلام دوستان عزیز. از شروع کلاسهای دانشگاه وقتم خیلی پره به همین دلیل نبودم. واقعا شرمنده ام باید میومدم سر میزدم ولی تنبل شدم! از نظرات همگی و لطفتون هم بسیار متشکرم. انشاءالله به زودی به همه سر میزنم.

بچه ها این یه پیشنهاده که خیلی مفید خواهد بود: خیلی از کسانی که با حجاب رابطه خوبی ندارند از باحجاب ها هم خوششون نمیاد. مخصوصا الان این واقعیت هست. اما اینکه کدوم یکی از اینها واقعا این احساس رو دارند و کدوم یک ندارند تشخیصش ممکن نیست مگر با برخوردی که با ما دارند یا با گفتگو مشخص میشه. به نظر من خانمهای بد حجابی که رفتار بدی ندارند واقعا باید بهشون کمک کرد و به یک طریقی اونها رو از بی حجابی منصرف کرد. یک روز در مترو یکی از همین دخترها بدون اینکه قبلا حرفی زده باشیم با خوشرویی به من شکلات تعارف کرد. اما من در قبال این کار هیچ کار مفیدی نتونستم براش انجام بدم! برای اینکه هیچ برنامه ریزی قبلا برای اینجور کارها انجام نداده بودم. مثلا اگر همراهم یک نوشته که مطلبش درباره حجاب باشه داشتم میدادم بهش، ولی نبود. به هر حال اینها فرصتهاییه که همیشه هم بدست نمیاد. در فروشگاههای مذهبی دیدم که کاغذهای کوچک که روش جملاتی درباره موضوعات مختلف مذهبی نوشته شده میفروشن. این روش خیلی خوبیه و یکی از استادهامون هم توصیه کرده بود. امیدواریم بتونیم مفید باشیم...

                              

چهارشنبه دهم آبان 1391 | 13:55 دختری با چادر مشکی

به نظر من برای آدمهای خوب همه گناه ها سختند و انجام هیچ کدوم آسون نیست، چون نافرمانی از امر خداست.

اما برای آدمهای معمولی که زیاد هم بد نیستند گناه دو دسته است: گناه هایی که انجامش آسونه و گناه هایی که انجامش سخته.

آدم هایی که زیاد بد نیستند اگر گناهی انجام بدن بعدش ناراحت میشن و احساس پشیمونی می کنند. یعنی عاقبت گناه براشون لذت بخش نیست.

آدم هایی که زیاد بد نیستند گناه هایی رو که انجامش سخته و عاقبتش هم خوب نیست، سعی می کنند انجام ندن، عقل این رو میگه.

بی حجاب بودن یکی از اون گناه هاییه که انجامش خیلی سخته! بی حجابی تو این دوره زمونه واقعا سخته. هیچ کس نمیتونه بگه که بی حجابی آسونه. چون اینها کارهای آسونی نیستند: هر روز و هر وقت که بخوای پاتو از خونه بذاری بیرون باید آرایش کنی و مطابق مد بگردی. وقتی صبح دیرت شده و باید بری ولی مجبوری چند دقیقه از وقت باارزشت رو صرف این کار کنی. در عرض مدت کوتاهی چندین مانتو و شلوار و ... بخری. موهات رو منطبق بر مد روز هر روز مدل بدی. نگران این باشی که وسط روز تو خیابون آرایشت یه گوشه اش محو بشه. هزینه زیادی رو صرف خریدن لوازم آرایش کنی. این از امور مادیش، مهمتر از اون امور معنوی: باید تو قید و بند دنیا گرفتار بشی. باید بجای روحت تنها به جسمت بپردازی. تو خیابون سنگین بودن رو بذاری کنار، و چشمهای مردم رو به خودت جلب کنی. نگاه های مردان غریبه رو دنبال خودت سایه به سایه احساس کنی. نتونی ساده راه بری. و دست آخر مردم رو از راه به در کنی. و بالاتر از همه خدا رو نافرمانی کنی و حق الناس به دوش خودت بیاری. (البته راه توبه بازه...)

بی حجاب بودن گناهیه که انجامش سخته و عاقبتش ناخوشایند. پس چرا باید بی حجاب باشیم؟!

***

به نظر من برای آدمهای خوب همه عبادت ها آسونند و انجام هیچ کدوم سخت نیست، چون اطاعت از امر خداست.

اما برای آدمهای معمولی که زیاد هم بد نیستند عبادت دو دسته است: عبادت هایی که انجامش سخته و عبادت هایی که انجامش آسونه.

عبادت شیرینه و رضایت الهی رو در پی داره.

آدم هایی که زیاد بد نیستند عبادتهایی رو که انجامش آسونه و نتیجه اش هم شیرین، سعی می کنند انجام بدن، عقل این رو میگه.

با حجاب بودن از اون عبادت هاییه که انجامش خیلی آسونه. حجاب مثل هر حکم الهی دیگه ای با فطرت انسان سازگاره. هیچ کس نمیتونه بگه که با حجاب بودن سخته. چون اینها کارهای سختی نیستند: از یک چادر ساده که برای مدتی طولانی کار میکنه و مانتو و روسری که مجبور نیستی هر روز رنگ خودت رو با اونها عوض کنی، استفاده می کنی. صورتت رو زیر انبوه مواد شیمیایی پنهان نمیکنی و اونها هزینه ای از تو نمیگیرند. فکر و ذکرت مشغول مدهای انحرافی و بی‌‌‌معنی نخواهد شد. این از امور مادیش، مهمتر از اون امور معنوی: در قید و بند امور دنیوی گرفتار نمیشی. فرصت داری غیر از جسمت به روحت هم بپردازی. تو خیابون سنگین راه میری. نگاه هیچ کس رو به خودت جلب نمی کنی. مردم رو گمراه نمی کنی. لذت معنویت و تقرب به خدا رو می چشی. بالاتر از همه خدا رو اطاعت میکنی و به پاداش عمل صالحت نائل میشی.

با حجاب بودن عبادتیه که انجامش آسونه و عاقبتش خوشایند. پس چرا با حجاب نباشیم؟!

***

اینها برای کسانی سخت و آسونه که بدی گناه رو تشخیص میدن، در گناه غرق نشدند، در صدد جبرانند و آدمهای بدی نیستند... .

سه شنبه چهاردهم شهریور 1391 | 19:33 دختری با چادر مشکی
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
بسم الله

کاش که این دوره غیبت بسر آید
مهـدی زهرا به جهان پرده گشاید
تکیه به کعــبـه زند و بانـگ بـرآرد:
« اشـهـد انّ عـلــیـاً ولــی الله »
***
سلام خدمت دوستان خوبم. این وبلاگ را ساختم تا مطابق استعداد محدود خود گامی ناچیز در گسترش فرهنگ اسلامی بردارم و مطالب را بیشتر به دفاع از حجاب و چادر اختصاص خواهم داد. انشاءالله.
دوستان
امکانات وب
ایران رمان